گردشگری در چند سال آینده بیش از آنکه با فناوریهای تازه تعریف شود، با تغییر رفتار مسافر تعریف میشود. مسافر امروز انتظار دارد سفر به همان سادگی سفارش غذا یا تاکسی باشد، و مقصدی که نتواند این سادگی را فراهم کند، در مقایسه عقب میماند.
تغییر اول، سفر گفتوگومحور است. گردشگر آینده بهجای مقایسهٔ ده سایت، با یک دستیار حرف میزند که مقصد را میشناسد. این یعنی محتوای مقصد باید ساختاریافته و قابل استدلال باشد، نه فقط قابل خواندن؛ دستیار باید بداند یک جاذبه چه ساعتی باز است، برای چه کسانی مناسب است و چقدر با اقامتگاه فاصله دارد.
تغییر دوم، پرداخت نامرئی است. پرداخت به پسزمینه میرود؛ مسافر یکبار کیف پول یا کارت خود را تعریف میکند و رزرو اقامت، بلیت موزه، غذا و خرید سوغات بدون تکرار اطلاعات انجام میشود. برای مقصد، این یعنی سرویس تسویهای که پول را درست بین کسبوکارها تقسیم کند.
تغییر سوم، هویت یکباره است. هویت یکبار احراز میشود و در همهٔ خدمات مقصد معتبر است؛ از پذیرش هتل تا ورود به رویداد. این کار اصطکاک را کم میکند، اما فقط وقتی قابل اعتماد است که حریم خصوصی از ابتدا در طراحی دیده شده باشد.
تغییر چهارم، قابلرزرو شدن تجربهٔ محلی است. کلاس آشپزی خانگی، تور طبیعتگردی با راهنمای محلی یا بازدید از کارگاه صنایعدستی باید به اندازهٔ هتل قابل رزرو شوند. این تجربهها معمولاً ارزشمندترین بخش سفرند و تا امروز کمترین حضور دیجیتال را داشتهاند.
تغییر پنجم، مدیریت مقصد مبتنی بر داده است. مدیران مقصد بهجای گزارشهای فصلی و تخمینی، داشبوردی خواهند داشت که ظرفیت، تقاضا و رضایت را نزدیک به زمان واقعی نشان میدهد. این داده به توزیع بهتر گردشگر در طول سال و کاهش فشار بر نقاط شلوغ کمک میکند.
هیچکدام از این تغییرها با یک اپ جدا به دست نمیآید. همهٔ آنها به یک زیرساخت مشترک نیاز دارند: محتوای ساختاریافته، هستهٔ رزرو و پرداخت، هویت مشترک و لایهٔ داده. به همین دلیل، سرمایهگذاری درست امروز روی زیرساخت است، نه روی ویترین.
مقصدهایی برندهاند که این زیرساخت را زودتر بسازند و آن را با کسبوکارهای محلی شریک شوند. مسافر فردا مقصدها را نه با تعداد جاذبهها، بلکه با میزان راحتی و شخصی بودن تجربه مقایسه خواهد کرد.